الشيخ أبو الفتوح الرازي

278

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

انّه من عمل ( 1 ) غير صالح ، يعنى الفجور ، و اين وجه سديد نيست از آن وجوه كه گفتيم پس معنى آن است كه : انّه ذو عمل غير صالح ، على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه ، چنان كه خنساء گفت : ما امّ سقب على بوّ تطيف به قد ساعدتها على التّحنان اظار ترتع ما رتعت حتّى اذا ادّكرت فانّما هى اقبال و ادبار اى ذو ( 2 ) اقبال و ادبار . امّا بر قراءت آن كس كه خواند [ : انّه عمل غير صالح ] ( 3 ) على الفعل [ معنى ( 4 ) ظاهر باشد كه مراد اين است ، بر اين معنى كه ما گفتيم و مراد آن باشد كه ] ( 5 ) : انّه عمل عملا غير صالح ، على حذف الموصوف و اقامة الصّفة مقامه . و عرب چنين بسيار كنند ، چنان كه عمر بن ( 6 ) ابي ربيعة المخزومىّ گفت : ايّها القائل غير الصّواب اخّر النّصح و اقلل عتابي و كقول الاخر : كم من ضعيف العقل منتكث القوى ما ان له نقض و الا ابرام اگر گويند : چون معنى بر اين وجوه است كه گفتيد ، چرا گفت : * ( فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ ) * ؟ و نوح چرا گفت : * ( رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِه عِلْمٌ ) * - الاية ؟ جواب گوييم : نه ما بيان كرديم چند ( 7 ) جاى كه واجب نباشد كه نهى آن را كنند كه او مباشر بود فعل منهىّ عنه [ را ] ( 8 ) ، و از اين جاى است كه ما گوييم : رسول - عليه السّلام - داخل است در نواهى قرآن و نهى متعلَّق است به دو ، و او را در آن لطف است و اگر چه آن است ( 9 ) كه هرگز او ارتكاب آن نكرده است ، و معلوم از حال او آن است كه نكند ، و لكن چون

--> ( 1 ) . آج ، آز : از من عملى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ذات . ( 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 4 ) . مج هذا . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، آمل ، آز : عمرو بن . ( 7 ) . آو ، بم ، مج : اند ، آج ، لب ، آز : اندر جايى . ( 8 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و لب : دانست .